تبليغاتX
عاشقانه

 

 

 

Image hosting by TinyPic




لينك ثابت نوشته شده در چهارشنبه بیست و چهارم بهمن 1386ساعت 19:4 توسط .:. بهاره .:.





لينك ثابت نوشته شده در چهارشنبه بیست و چهارم بهمن 1386ساعت 19:2 توسط .:. بهاره .:.


 زندگي...!

  زندگي يک آرزوي دور نيست؛
زندگي يک جست و جوي کور نيست

  زيستن در پيله پروانه چيست؟
زندگي کن ؛ زندگي افسانه نيست

  گوش کن ! دريا صدايت ميزند؛
هرچه ناپيدا صدايت ميزند

  جنگل خاموش ميداند تو را؛
با صدايي سبز ميخواند تو را

  زير باران آتشي در جان توست؛
قمري تنها پي دستان توست

  پيله پروانه از دنيا جداست؛
زندگي يک مقصد بي انتهاست

  هيچ جايي انتهاي راه نيست؛
اين تمامش ماجراي زندگيست..




لينك ثابت نوشته شده در چهارشنبه بیست و چهارم بهمن 1386ساعت 19:2 توسط .:. بهاره .:.


شب است . دوباره آسمان مشکین جامه ی خود را که

 نمیدانم به جهت عزای کدامین عزیز است بر تن کرده

 است.

 

این عزیز کیست ؟!!!..... صبر کن .... در کوچه پس کوچه

 های باریک و خلوت ذهنم ردپایی از نشانه ی این عزیز از

 دست رفته ی آسمان میابم.

 

آه..... این این از دست رفته چقدر شبیه من است......

 

آسمان با مهربانی نظاره ام میکند.... لبخندی میزند و

 میگوید :

 

او تو هستی و من در عزای تو هرشب جامه ی تاریک بر

تن میکنم به این جهت که یک روز از عمرت گذشت و تو

 همچنان در ابهامات خود به سر میبری..... عزایی از این

 بالاتر؟؟!!

 

گرمی اشک را روی یخ سرد گونه ام حس میکنم.....

 

آسمان مرا در آغوش گرم خود میگیرد و قصه ی پر غصه

 ی خودم را برایم به عرصه تعریف میکشاند.

 

دستش را بالا می برد ..... بالا و بالاتر...ستاره ای که

تلالو بیشتری دارد را میچیند و در دامانم میگذارد...... کم

 فروغ بود دیر بازی بود که ندیده بودمش....

 

از او به عنوان ستاره شانس و اقبالم یاد میکردم.

 

و دوباره صدای گرم آسمان مرا به خود آورد:   نگاهش

 کن .. ستاره ی تست ولی چرا فروغ همیشگی را

ندارد؟

 

درمانده نگاهش کردم.

 

ـ هربار خورشید سر در گریبان میبرد و از اندوه و شرم

شما پشت کوهها پنهان میشود. جامه ی سیاه بر تن

 

 میکنم و ناله میزنم که خورشید بار دیگر غمگین افول

کرد.....

 

ماه و ستاره  به رسم  دلداری به کنارم می آیند. آنها را

 به ودیعه میگیرم و تا صبح با هم دعا میکنیم فردا آغاز

 روزی نوین باشد..... به دور از گناه...خیانت.....

زشتی .... پلشتی اما افسوس....

 

و این ستاره ی تست  چند صباحیست با من همنواست

 نزدیک است رو به افول رود..... او را در یاب .... فردایت را

 در سایه سار توکل به حق بساز....

 

آسمان ساکت شد ....ستاره هم ساکت بود......من هم

 سکوت کرده بودم....

 

سکوت......سکوت.....سکوت 




لينك ثابت نوشته شده در چهارشنبه بیست و چهارم بهمن 1386ساعت 18:59 توسط .:. بهاره .:.


ساده بگــــــــم ای دل من کسی خریـــــدار تو نیست

تا کی می خوای دروغ بگی کسی گرفتار تو نیست

دوستت نداره هیچکســـی اینو خودت خوب می دونی

بس کن دیگه خسته شدم آخه کسی یار تو نیست

یکی می خوای برای تو مثال لیــــــــــــــــلا باشه اون

ساده ای مجنــــونک من هیچکسی بیکار تو نیست

اونی که ادعاش می شد می خواد واست لیــلا باشه

ببین حــــــالا یه ذره هم در پی دیـــــــدار تو نیست

اومد و اون به شعــــــــــــر تو تهمت دزدی زد و رفت

بیا بریم که اون دیگه لایق اشعـــــــــــــار تو نیست

سادگی ام حدی داره نمی دونم برای چـــــــــــــی

تو نمی خوای بفهمی که اون دیگه دلـدار تو نیست

 

 




لينك ثابت نوشته شده در چهارشنبه بیست و چهارم بهمن 1386ساعت 18:58 توسط .:. بهاره .:.





لينك ثابت نوشته شده در چهارشنبه بیست و چهارم بهمن 1386ساعت 18:57 توسط .:. بهاره .:.


شبي از پشت يك تنهايي نمناك و باراني Image hosting by TinyPic

    تو را با لهجه گل هاي نيلوفر صدا كردمImage hosting by TinyPic

     تمام شب براي با طراوت ماندن Image hosting by TinyPic

    باغ قشنگ آرزوهايت دعا كردمImage hosting by TinyPic

       پس از يك جست وجوي نقره اي در كوچه هاي آبي احساس Image hosting by TinyPic

      تو را از بين گل هايي كه در تنهاييم روييدند با حسرت جدا كردمImage hosting by TinyPic

      و تو در پاسخ آبي ترين موج تمناي دلم گفتي:Image hosting by TinyPic

     دلم حيران و سرگردان چشمانيست رويايي و منImage hosting by TinyPic

      تنها براي ديدن زيبايي آن چشم تو را در دشتي Image hosting by TinyPic

      از تنهايي و حسرت رها كردم.Image hosting by TinyPic

       اين بود آخرين حرفت و رفتي...!Image hosting by TinyPic

      و من بعد ار عبور تلخ و غمگينتImage hosting by TinyPic

      چشم هايم را به روي اشكي از جنس غروب ساكت و نارنجيImage hosting by TinyPic

      خورشيد وا كردم.Image hosting by TinyPic

       نمي دانم چرا رفتي...؟Image hosting by TinyPic

        نمي دانم چرا...؟Image hosting by TinyPic

      شايد خطا كردم و تو بي آن كه فكر غربت چشمان من باشي Image hosting by TinyPic

       نمي دانم كجا...؟Image hosting by TinyPic

       تا كي...؟Image hosting by TinyPic

       براي چه...؟Image hosting by TinyPic

     ولي رفتي و بعد از رفتنت باران چه معصومانه مي باريد و بعد ازImage hosting by TinyPic

     رفتنت يك قلب دريايي ترك برداشتImage hosting by TinyPic

      و بعد از رفتنت رسم نوازش در غمي خاكستري گم شد Image hosting by TinyPic

      و گنجشكي كه هر روز از كنار پنجره با مهرباني دانه بر مي داشتImage hosting by TinyPic

     تمام بالهايش غرق در اندوه غربت شدImage hosting by TinyPic

    و بعد از رفتنت آسمان چشم هايم خيس باران بودImage hosting by TinyPic

    و بعد از رفتنت انگار كسي حس كردImage hosting by TinyPic

    من بي تو تمام هستم از دست خواهد رفتImage hosting by TinyPic

    كسي حس كرد من بي تو هزاران بار در لحظه خواهم مردImage hosting by TinyPic

    و بعد از رفتنت درياچه بغضي كردImage hosting by TinyPic

    كسي فهميد تو نام مرا از ياد خواهي بردImage hosting by TinyPic

    و من با آن كه مي دانم تو هرگز ياد مرا با عبور خود نخواهي بردImage hosting by TinyPic

    هنوز آشفته چشمان زيباي توامImage hosting by TinyPic

    برگرد...Image hosting by TinyPic

    برگرد و ببين كه سرنوشت انتظار من چه خواهد شدImage hosting by TinyPic

    و بعد از اين همه طوفان و وهم و پرسش و ترديد كسي از پشتImage hosting by TinyPic

    قاب پنجره آرام و زيبا گفت:Image hosting by TinyPic

    تو هم در پاسخ اين بي وفايي ها بگو :Image hosting by TinyPic

    كه در راه عشق و انتخاب آن خطا كردمImage hosting by TinyPic

    و من در حالتي ما بين اشك و حسرت و ترديدImage hosting by TinyPic

    كنار انتظاري كه بدون پاسخ و سرد استImage hosting by TinyPic

    در امواج پاييزي ترين ويراني يك دلImage hosting by TinyPic

    ميان غصه اي از جنس بغض كوچك يك ابرImage hosting by TinyPic

    نمي دانم چرا...؟Image hosting by TinyPic

    شايد به رسم عادت پروانگي مان باز برايImage hosting by TinyPic

    شادي و خوشبختي باغ قشنگ آرزوهايت Image hosting by TinyPic

                                                          Image hosting by TinyPic       دعا كردم.....Image hosting by TinyPic





لينك ثابت نوشته شده در چهارشنبه بیست و چهارم بهمن 1386ساعت 18:56 توسط .:. بهاره .:.


برای اولین بار نامه نوشتم ای یار

نوشتم عاشقونه پیش خودت نگهدار

نوشتم از نگاهت نگاه عاشقونت

دلتنگی های این دل تالحظه های دیدار

از خاطرات باتو از روزگار بی تو

گریان سحر نشستن تا فصل صبح بیدار

از بودنت کنارم مجنون و بی قراری

از دل سپردن من تنها تویی تو دلدار

بامن بمان همیشه ای باوفای امروز

تاسود برده باشم از قیمت خریدار

هرچند که خسته ام من با عشق دوری تو

حکمم برای عشقت مرگست و چوبه ی دار

در کوله بار عشقم تنهایی و غم توست

بیا و با وصالت این کوله بار و بردار

اگه یه روز نباشی فردایی من ندارم

اما بدون که بی تو یعنی خدا نگهدار




لينك ثابت نوشته شده در چهارشنبه بیست و چهارم بهمن 1386ساعت 18:55 توسط .:. بهاره .:.





لينك ثابت نوشته شده در چهارشنبه بیست و چهارم بهمن 1386ساعت 18:53 توسط .:. بهاره .:.


خيلي سخته که بغض داشته باشي ، اما نخواي کسي بفهمه ... خيلي سخته که عزيزترين کست ازت بخواد فراموشش کني ... خيلي سخته که سالگرد آشنايي با عشقت رو بدون حضور خودش جشن بگيري ... خيلي سخته که روز تولدت ، همه بهت تبريک بگن ، جز اوني که فکر مي کني به خاطرش زنده اي ... خيلي سخته که غرورت رو به خاطر يه نفر بشکني ، بعد بفهمي دوست نداره ... خيلي سخته که همه چيزت رو به خاطر يه نفر از دست بدی





لينك ثابت نوشته شده در چهارشنبه بیست و چهارم بهمن 1386ساعت 18:53 توسط .:. بهاره .:.


چرا حلقه رو توی یه انگشت دیگمون نمی کنیم؟؟

 

جواب سوال بالا رو می دونین؟ اگر می دونین که هیچی

 

اگرم نمی دونین متن زیر رو بخونین. جالبه

1-ابتدا کف دو دستتان را روبروی هم قرار دهید و دو انگشت میانی دست های چپ و راستتان را پشت به پشت هم بچسبانید.

2-چهار انگشت باقی مانده را از نوک آنها به هم متصل کنید

3- به این ترتیب تمامی پنج انگشت به قرینه شان در دست دیگر متصل هستند

4-سعی کنید انگشتان شصت را از هم جدا کنید. انگشت شصت نمایانگر والدین است. انگشت های شصت می توانند از هم جدا شوند زیرا تمام انسان ها روزی می میرند. به این صورت والدین ما روزی ما را ترک خواهند کرد.

5-لطفا مجددا انگشت های شصت را به هم متصل کنید. سپس سعی کنید انگشت های دوم را از هم جدا نمائید. انگشت دوم (انگشت اشاره) نمایانگر خواهران و برادران هستند. آنها هم برای خودشان همسر و فرزندانی دارند. این هم دلیلی است که انها ما را ترک کنند.

6 -اکنون انگشت های اشاره را روی هم بگذارید و انگشت های کوچک را از هم جدا کنید. انگشت کوچک نماد فرزندان شما است. دیر یا زود آنها ما را ترک می کنند تا به دنبال زندگی خودشان بروند.

7-انگشت های کوچک را هم به روی هم بگذارید. سعی کنید انگشت های چهارم (همان ها که در آن حلقه ازدواج را قرار می دهیم) را از هم باز کنید. احتمالا متعجب خواهید شد که می بینید به هیچ عنوان نمی توانید آنها را از هم باز کنید. به این دلیل که آنها نماد زن و شوهری هستند که برای تمام عمر به هم متصل باقی می مانند. عشق های واقعی همیشه و همه جا به هم متصل باقی می
مانند. شصت نشانه والدین است انگشت دوم خواهر و برادر انگشت وسط خود شما انگشت چهارم همسر شما و انگشت آخر هم نماد فرزندان شما است.

(برگرفته از اساطیر چینی)

 

 




لينك ثابت نوشته شده در چهارشنبه بیست و چهارم بهمن 1386ساعت 18:49 توسط .:. بهاره .:.


منم آن سالک آن وادی عشق


که باشد مقصدم آبادی عشق


ندارم وحشتی از گم شدن ها


که باشد رهنمایم هادی عشق


 


خدايا جمله اسباب جنون هست


دلم مجنون از عالم برون هست


از آن ابرو اشارت ها هم اکنون


که بنمايم دل ديوانه چون هست

 


سفر کردم به روی مرکب درد


گلاب گريه ام تنها ره آورد


به یک عالم نبخشم ذره اش را


عجب درد و عجب درد و عجب درد


تمام عاشقان در خانه یار


من و دل دو گدای پشت دیوار


سرا پایم دل و قابل نباشم


عجب یار و عجب یار و عجب یار

 

 

سراپا آتش و احساس سردی است


فقط بیمار عشق داند چه دردی است


شفق سرخی گرفته از دل من


اگر چه گونه هایم رو به زردی است





لينك ثابت نوشته شده در چهارشنبه بیست و چهارم بهمن 1386ساعت 18:40 توسط .:. بهاره .:.